1
پژوهشگر پسادکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
2
دانشیار گروه زبان شناسی همگانی دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای شناختی در تولید و درک عبارات کنایی در حکایات عطار و تبیین نحوه خوانش غیرمتعارف این کنایات در خدمت معنیآفرینی عرفانی انجام شده است. با استفاده از رویکرد تحلیلی-کاربردی و چارچوب نظری دستور شناختی لانگاکر، بهویژه مفهوم «فضای گفتمان جاری» و اصول «تجزیهپذیری و ترکیبپذیری معنایی»، کنایات در آثار منتخب عطار مورد تحلیل کیفی قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد که فرآیند معناسازی خلاقانه کنایات در زبان عرفانی عطار را میتوان در قالب یک مدل مفهومی چهار لایهای توصیف کرد: لایه ورودی، لایه مکانیسمهای شناختی، لایه پردازش، و لایه خروجی و بازخورد. برخلاف رویکرد سنتی بلاغت، عطار با بهرهگیری همزمان از وجوه لازمی و ملزومی کنایه و خروج هدفمند از بافت مورد نظر گوینده، به معناسازی خلاقانه میپردازد. این خوانش نوآورانه بر اساس سازوکارهای شناختی متنوعی چون استعاره و مجاز مفهومی، چرخش نمابرداری، و آمیختگی مفهومی صورت میگیرد. کارکردهای این رویکرد در سه سطح قابل بررسی است: نقد گفتمانهای رایج، بیان مفاهیم پیچیده عرفانی به زبانی ساده، و ایجاد شگفتی در مخاطب. این پژوهش نشان میدهد که رویکرد شناختی میتواند به فهم عمیقتر ارتباط بین زبان، اندیشه و تجربه عرفانی در متون کلاسیک فارسی کمک کند و افقهای جدیدی را در مطالعات زبانشناختی متون عرفانی بگشاید.