1
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ی ادبیات فارسی و زبانهای خارجه، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
چکیده
محمد و احمد غزالی، دو تن از اندیشمندان برجستهی ایرانی در قرن ششم، در خصوص ماهیت و مختصات زبان، نظرات قابل تأملی دارند. جستار حاضر که بهشیوهی توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی پدیدارشناختی نوشته شدهاست، به بررسی و قیاس آرای این دو برادر در حوزهی چیستی و مختصات زبان میپردازد و میکوشد تا به این دو پرسش پاسخ دهد که: 1ـ در بحث آرای زبانی، خاصه «ماهیت زبان» چه تشابه و افتراقاتی مابین نظرهای دو برادر وجود دارد؟؛ 2ـ هریک از این اندیشمندان با چه رویکردی به تبیین مفهوم زبان میپردازند؟ نتایج این مطالعه نشان میدهد که بررسی مفهوم «چیستی زبان» هم در نگاه محمد و هم در نظرگاه احمد غزالی با مقولهی «دل» گره خوردهاست؛ به تعبیری، «دل» نقطهی اشتراک دو نظرگاه است. در فرایند بررسی «زبان در معنای عام» هم نظر هر دو اندیشمند در رسیدن به ساحت «سکوت» بههم نزدیک میشود، اما احمد غزالی با توجه بیشتر به نمودهای باطنی زبان سرانجام به فراسکوت راه میبرد. در بحث «زبان در معنای خاص»، محمد غزالی در طرح و شرح مفاهیم و مفردات زبانی رویکردی زبانشناختی دارد؛ یعنی همچون یک زبانشناس، زبان را بهعنوان یک ابژه مورد بررسی قرار میدهد و به بازتاب های بیرونی زبان مانند گفتار و نوشتار توجه بیشتری نشان میدهد. در حالی که مواجههی احمد غزالی با زبان، مواجههای فلسفی و وجودی است و تفطن به بازیهای زبانی را به وجهی هستیشناسانه بازنمایی میکند.