تصویرشناسی شاخهای از ادبیات تطبیقی است که به بررسی تصویر «من» و «دیگری» در اثر ادبی میپردازد. گسترش مراودات، سفرها و ارتباطات سبب شد «منِ» ایرانی بیش از پیش در معرض فرهنگ، آداب و رسوم، پیشرفتها و عقاید «دیگریِ» فرنگی قرار بگیرد و مفروضات ذهنی گذشتۀ خود را اصلاح کند یا دست به ساخت کلیشههای ذهنی جدید بزند. امروزه سفرنامههای بسیاری از دوران قاجار به جای مانده است که میتواند به عنوان مدرکی معتبر به منظور بررسی تصویرِ «دیگری» مورد استناد قرار گیرد. سفرنامۀ عزالدوله به اروپا یکی از نخستین گزارشات سفر از نگاه یک شاهزادۀ ایرانی به اروپا است. هدف از این پژوهش بررسی تصاویر موجود در سفرنامه عزالدوله به اروپا، چگونگی بازتاب و ارائۀ «دیگری» و در عین حال، معرفی «خود» در خلال مشاهدات، هدف مورد نظر برای این تحقیق است. بدین منظور در تحلیل دادهها از روش توصیفی-تحلیلی بهره خواهیم برد و به طور خاص از دیدگاه دیتسه[1] در حوزه تصویرشناسی استفاده میکنیم. این پژوهش نشان میدهد که بازنمایی تصاویر از نگاه سفرنامه نویس بیشتر به برجسته کردن برتری هویتِ-دیگری از ابعاد مختلف و نادیده انگاشتن هویتِ-خود گرایش دارد.