نقد و بررسی رمان «عشق کُشی » با رویکرد هستی شناسانه بر اساس نظریه مک هیل

نوع مقاله : پژوهشی اصیل (کامل)

نویسندگان
واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده
در این مقاله، رویکرد هستی­شناسانه پسامدرن بر اساس نظریه مک­هیل در رمان عشق­کشی به شیوه توصیفی-تحلیلی بررسی می­شود. برایان مک­هیل، پست مدرنیسم را ادامه مدرنیسم می­داند. به اعتقاد او امر غالب در داستان مدرن، معرفت­شناسی و در داستان پسا­مدرن، هستی­شناسی است. این پژوهش نشان می­دهد، رمان عشق­کشی بیشتر به آشکار کردن جهان­های ممکن در داستان می­پردازد و مطابق نظریه مک­هیل، در بُعد هستی­شناسی نمود برجسته­تری دارد. در بررسی این رمان، تعامل میان جهان­های تو در توی «واقعیت» و «خیال» نشان داده شده و با استفاده از نظریه مک­هیل، ضمن کاویدن تشخیص­ناپذیری تخیل از امر واقع، تأثیر­پذیری و تبعیت واقعیت از خیال به نمایش گذاشته شده است. بهارلو با خلق داستان­های درونه­ای و تداخل سطوح روایی وقتی جهان­های متفاوت را در تقابل با یکدیگر قرار می­دهد یا هنگامی که با ترفندهای داستانی مرز میان آن­ها را نقض می­کند، در حقیقت، ملاحظات هستی­شناسانه را برمی­انگیزد. طبق نتایج به دست آمده بر اساس نظریه مک­هیل، رمان عشق­کشی به دلیل برجسته بودن در بُعد هستی­شناسی، مرز مدرنیسم را پشت سر گذاشته و به ساحت پسا­مدرن گام نهاده است.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 28 فروردین 1405