کارکرد عناصر پیرامتنی در آثار داستانی لیلاصادقی

نوع مقاله : پژوهشی اصیل (کامل)

نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی گرایش نظریه و نقد ادبی دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
در میان آثار ادبی جهان، یکی از راه های اثرگذاری بیشتر بر مخاطب، استفاده از عناصر پیرامتنی است. عناصر پیرامتنی به صورت کلاسیک چندان جدی و اثرگذار تلقی نمی شدند اما نسل جدید نویسندگان آنها را به کار میگیرند تا بخشی از فرایند خلق و انتقال معنا را بر عهده آنان قرار دهند. لیلا صادقی از جمله نویسندگانی است که همواره عناصر پیرامتنی را به بخشی از مهمی از آثار خود تبدیل کرده است، تا جایی که خوانش آثار بدون توجه به عناصر پیرامتنی مانند جلد، تقدیم نامه، فهرست و ... ناقص است. برای بررسی کارکرد عناصر پیرامتنی و برای پاسخ به این پرسش که این عناصر دقیقا چه نقشی در انتقال معنا برعهده دارند، از بخشی از نظریه بینامتنیت- پیرامتنیت از ژرار ژنت کمک جسته ایم. در تکمیل نظریه ژنت، بیرک و کریس سه کارکرد برای عناصر پیرامتنی در ادبیات دیجیتال در نظر گرفته اند: کارکرد تفسیری، کارکرد تجاری و کارکرد هدایتگری. برای پاسخ به پرسش پژوهش این سه کارکرد را نیز در نظر گرفته ایم. این پژوهش به روش کیفی و تحلیلی صورت گرفته است، به این معنا که ابتدا داده ها بادقت گردآوری و طبقه بندی شده اند، سپس براساس مبانی نظری تلاش پژوهشگران بر یافتن یک الگوی مشترک بر مبنای نظریه معطوف شده است. در مرحله بعد، تحلیل داده های مستخرج از آثار براساس نظریه صورت پذیرفته و نتیجه گیری حاصل شده است. بر طبق آنچه از عناصر پیرامتنی در آثار لیلا صادقی به دست آمده است. این عناصر کارکرد تکمیلی دارند، به این معنا که بخشی از متن اصلی به حساب می آیند که دریافت معنا، چه به لحاظ روایی و چه غیرروایی بدون درک آنها امکان پذیر نیست. این مقاله بر آن است تا این کارکرد را که به عنوان «کارکرد تکمیلی» شناسایی می شود به عنوان مشخصه سبکی صادقی تشریح و تبیین کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


آلن، گ؛ (1385) بینامتنیت؛ ترجمه پیام یزدانجو؛ چ چهارم، تهران: مرکز.
صادقی، ل.؛ (1397)  آ؛ تهران: مروارید.
صادقی، ل؛ (1393) پریدن به روایت رنگ؛ تهران: نقش جهان.
صادقی، ل؛ (1392)  گریز از مرکز؛ تهران: مروارید.
صادقی، ل؛(1389)  از غلط‌های نحوی معذورم؛ تهران: ثالث.
صادقی، ل؛(1381)  وقتم کن که بگذرم؛ تهران: نیلوفر.
صادقی، ل؛(1379)  ضمیر چهارم شخص مفرد؛ تهران: آوام‌سرا.
غفاری،س؛(1394) «تاثیر پیرامتنها بر شکل گیری یا تحریف معنای متن: بررسی دوگانگی رمان شطرنج با ماشین قیامت از دریچه پیرامتنها»؛ نقد ادبی، س هشتم، ش32، ص 104-85.
قبادی، م و شکریان، م ج.؛ (1389) «بررسی موضوع پیرامتن با تکیه بر سه گانه نیویورکی و ترجمه‌های فارسی و فرانسه»؛ نقد زبان و ادبیات خارجی، ش5، ص 158-144.
نامورمطلق،بهمن؛ (1395) بینامتنیت از ساختارگرایی تا پسامدرنیسم؛ تهران: سخن.
________؛(1394) درآمدی بر بینامتنیت: نظریه‌ها و کاربردها؛ چ دوم، تهران: سخن.
Appel, M & Maleckar, B;(2012) "The Influence of Paratext on Narrative Persuation"; Human Communication Research, No 38, pp 459-484.
Birke, D & Christ, B;(2013) "Patatext and Digitalized Narrative: Mapping The Field"; Narrative, Vol.21, No. 1, pp 65-87.
Genette, G;(1997) Paratexts: Thresholds of Interpretation; Jane E. Levin (Trans.), New York: Cambridge University Press.
Genette, G;(1991) "Introduction to paratext"; Marie Maclean (Trans); New Literary History, Vol. 22, No. 2, pp 261-272.
Genette, G;(1988) "Structure and Functions of the Title in Literature"; Bernard Crampé (Trans); Critical Inquiry, Vol. 14, No. 4, pp. 692-720.