دانشگاه قم
چکیده: (2921 مشاهده)
مولوی یکی از شاعران نظریهپرداز ادب فارسی است که آثارش- بویژه کلیات شمس و مثنوی- سرشار از دیدگاههای نقادانه است. در این مقاله، دیدگاههای زبانی و ادبی او مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با تکیه بر نظریههای نقد ادبی معاصر خصوصاً نظریه ارتباط رومن یاکوبسن انجام شده است. تحلیل عناصر اصلی ارتباط یعنی اوصاف و ویژگیهای زبان، پیام (شعر)، فرستنده (شاعر) و گیرنده (مخاطب) در اشعار مولوی، محور اصلی مقاله را تشکیل داده و هر کدام از این عناصر به بخشهای جزئیتری تقسیم شده است. برای مشخص شدن جایگاه نظریات مولوی در دوره معاصر به مقایسه اجمالی دیدگاههای او با برخی از مکاتب و نظریههای نقد ادبی پرداخته شده که از مهمترین آنها نقد نو، فرمالیستها، ساختارگرایان و طرفداران نظریههای معطوف به خواننده است. خواننده توانا و مبتدی، فعال و منفعل، همپیوندی عینی، انسجام شکل و محتوای شعر، رابطه ذهن و زبان، ارتباط دال و مدلول، رمزگان زبان و... از مباحث مشترک مولانا و این مکاتب است.
نوع مقاله:
مقالات علمی پژوهشی |
موضوع مقاله:
ادبیات کلاسیک دریافت: 1398/8/8 | پذیرش: 1398/8/8 | انتشار: 1398/8/8