1- دانشگاه گیلان
چکیده: (4616 مشاهده)
جامعه شناسی ادبیات بر آن است تا فراتر از برخی شباهتهای ظاهری و محتوایی، تفسیری انتقادی از واقعیتِ منعکسشده در متن ادبی عرضه کند. در هر یک از رویکردهای نقد جامعهشناسی ادبیات، نسبتِ میان متن ادبی و واقعیتهای اجتماعی، گاهی در چهارچوب رابطهای پیچیده و غیرمستقیم و گاهی به شکل رابطهای متناظرگونه و مستقیم، ترسیم میشود. با توجه به رواج نقد جامعهشناختی متون ادبی و افزایش گرایش به آن در ایران، ارزیابی آثار و دستاوردهای پژوهشگران این حوزه برای ارائه تصویری درست از وضعیت موجود و شناخت توانمندیها و کاستیهای آن ضروری به نظر میرسد.
در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، تلاش شده تا با نگاهی روششناختی به مقالات علمی-پژوهشی این حوزه در دو دهه اخیر که در ایران منتشر شده است، تعداد 30 مقاله گزینش شود و از نظر کیفیت رویارویی با متن ادبی، دقت در اجرای هدفمند نظریه ها و کیفیت پردازش اطلاعات بررسی شود تا از این طریق، مهمترین کاستیها و آسیبهای پژوهشهای جامعهشناسی ادبیات در ایران شناسایی، و عوامل اثرگذار بر آنها تحلیل گردد.
نتایج این بررسی نشان میدهد که پژوهشهای جامعه شناسی ادبیات در ایران بهرغم تنوّع در پرداختن به مسئلههای مختلف، عموماً از نظر خلاقیّت در اجرای نظریهها کیفیتِ لازم را ندارد. از دیگر کاستیهای این حوزه میتوان به ضعف تفکر انتقادی، تمرکز بر تبیین سطحیِ روابط میان متن و جامعه، بیتوجهی به رابطۀ ساختاری و در عین حال رابطۀ دیالکتیک میان شکل و محتوای اثر ادبی، نظریهزدگی، درک ناقص از ارتباط متن با نظریه، ضعف روششناختی، کاهشگرایی، بدفهمیِ متون، گسستگی میان بخش نظری و عملی اشاره کرد.
نوع مقاله:
مقالات علمی پژوهشی |
موضوع مقاله:
زبان و زبان شناسی دریافت: 1398/7/17 | پذیرش: 1398/7/17 | انتشار: 1398/7/17