۲۱ نتیجه برای مدرنیسم
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
مجموعه آثارِ محسن مخملباف مشتمل بر رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، مقاله و فیلمنامههای کوتاه و بلند است. مخملباف در توضیح سابقه سینمایی خود تأکید میکند که فیلمهایش به چهار دوره مختلف تعلق دارند (منصوری،۱۳۷۷: ۱۵۱): دوره اول شامل فیلمهای «توبه نصوح»، «دو چشم بیسو»، «استعاذه و بایکوت» است؛ این فیلمها بیش از هر چیز بیانکننده دغدغههای سیاسی یا دینی مخملباف هستند. دوره دوم شامل فیلمهایی مانند «دستفروش» (۱۳۶۷)، «بایسیکلران» (۱۳۶۹) و «عروسی خوبان» (۱۳۶۹) میشود؛ دوره سوم نوبت عاشقی (۱۳۷۰)، «شبهای زایندهرود» (۱۳۷۰)، «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (۱۳۷۱)، «هنرپیشه» (۱۳۷۲)، « سلام سینما» (۱۳۷۴)، و «نون و گلدون» (۱۳۷۵) است و دوره چهارم، دوره فیلمهایی است که صبغه سوررئالیستی دارند؛ مثل «گبه» (۱۳۷۵),۱
به نظر میرسد مخملباف در نیمه اول دهه ۱۳۶۰ اصول سینمایی پیشینش را کنار میگذارد و شروع به ساخت فیلمهایی میکند که با آثارِ اولیهاش تفاوتِ بسیار دارند. «دستفروش» -که نقطه عطفی در کارنامه سینمایی مخملباف محسوب میشود- تحسین منتقدان بینالمللی را برانگیخت و پس از آن، «بایسیکلران» و «عروسی خوبان» ابعاد تازهای به سینمای مخملباف بخشیدند. میتوان استدلال کرد که مخملباف در «دستفروش» و فیلمهای بعدیاش، برخلاف نخستین فیلمهایش، دیدگاهی مدرن (هم از حیثِ مضامین و هم از حیثِ فنون) اتخاذ کرد. در این مقاله قصد داریم با رویکردی ادبی به بررسی ویژگیهای مدرنیستیِ فیلم «دستفروش» بپردازیم.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
در این مقاله ابتدا پسامدرنیسم و مهمترین مؤلفههای آن، مثل محتوای وجودشناسانه، آشکار کردن تصنّع، اتصال کوتاه، عدم قطعیت، آشفتن زمان، تغییر راوی و زاویه دید، شخصیتهای شورشگر، فرجامهای چندگانه و... بهطور مختصر مرور شده، سپس حضور برخی از این مؤلفهها در دو داستان کوتاه از ابوتراب خسروی، با نامهای «پلکان» و «حضور»، با ذکر مستنداتی از متن، اثبات شده است. با توجه به وجود عنصر غالب پسامدرنیسم در این متون، یعنی محتوای وجودشناسانه، میتوان گفت این داستانها وارد حیطه پسامدرنیسم شدهاند؛ اما عناصری از مدرنیسم، مثل وجود پیرنگ را نیز در خود دارند.
دکتر علی تسلیمی،
دوره ۲، شماره ۶ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده
در این مقاله قرائتی از ویژگیهای داستان پسا مدرن ارائه شده است . شاهد مثالهای این مشخصه ها عمدتاً چند داستان کوتاه و بلند و رمان ایرانی است ؛ اگرچهگاه از داستانهای خارجی نیز یاد شده است.
سخن اساسی این مقاله ،نحوه ورود و حضور مشخصه ها ، نظریه ها و ساز وکارهای پسا مدرنیستی در داستان و رمان است . این مطلب در سه عنوان فرعی دنبال شده است:
۱ـ ابراز نظریه در متن یا ایجاد داستان نظریه پرداز
۲ـ کاربست نظریه در سطح خرد متن
۳ ـ کاربست نظریه درژرف ساخت قصه، که اوج هنر پسا مدرنیستی است.
نظریه در درون داستان جان میگیرد و زنده میشود ؛ مثلاً عدم اطاعت شخصیت داستان از نویسنده ، نظریه مرگ مؤلف را در ژرف ساخت قصه نشان میدهد .
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
این مقاله تلاشی برای خوانش تطبیقی داستان مرثیهای برای ژاله و قاتلش،اثر ابوتراب خسروی، نویسندۀ معاصر ایرانی و درونمایۀ خائن قهرمان، اثر خورخه لوئیس بورخس، نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی است. این تحقیق با استفاده از روش تطبیقی و براساس مؤلفههای چارچوبگریز پستمدرنیسم انجام شده است که از مهمترین جریانات فکری عصر جدید به شمار میرود. در این پژوهش، بهدنبال اثبات این فرضیه هستیم که وجوه اشتراک بین داستانِ درونمایۀ خائن قهرمان و مرثیهای برای ژاله و قاتلش که در پارهای موارد ماهیت تقلیدی پیدا میکند، اتفاقی نیست و نشاندهنده تأثیرپذیری ابوتراب خسروی از بورخس در خلق این اثر است. استفاده از رویکرد پستمدرن، همسانی پیرنگ، شیوۀ روایی یکسان، استفاده از نمادهای مشترک و...، گزارههای مشترک این دو متن هستند. بررسی و تحلیل این اشتراکها برای اثبات تشابهات این دو متن، از مهمترین اهداف این مقاله به شمار میرود.
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
راندن شاعران از جمهوریت افلاطون برای ایجاد جامعه ای عاری از مسئولیت گریزی نخستین گام در نوشته های فلسفی نظرورزانه ی غربی در انتقاد از هنر و ادبیات است. از دیدگاه افلاطونی، نگارش «غیرمسئولانه»ی غیرعقلایی، که شعر به دلیل ماهیت الهامی، تبلور جدی آن است، نظام اجتماع ایدآل یونانیان را می آشوبد و باید از آن به نفع نوشتار فلسفی نظرورزانه، که عقلایی و حقیقت جو است، احتراز کرد. با وجود عدم امکان تعیین دقیق صحت و سقم این نظرات، آن ها در طول تاریخ در اشکال مختلف بیان شده و بحران های جوامع بشری به آن نظرات نسبت داده شده اند. در این مقاله، با توجه ویژه به دوره ی مدرن، بحث می شود که به دلیل نقصان در «گفتمان فلسفی» مدرن، نوشته های فلسفی به ظاهر «مسئولانه» خود خطرناک و عامل بحران های سیاسی و اجتماعی بوده اند. شاید نگارش برآمده از «گفتمان ادبی» بتواند نقش «مسئولانه تری» داشته باشد.
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
شگردهای چاپی و نوآوری در شیوه روایت، رمان بیوتن را به یک فراداستان شبیه کرده است: فراداستان، یکی از شایع ترین انواع داستانهای پسامدرن، داستانی است خود-ارجاع که با فنون گوناگون، نظیر اتصال کوتاه، بینامتنیت، فرجام های چندگانه، افشای صنعت، و غرابت در حروف چینی نحوه برساخته شدن خود را افشا می کند. در نگاه اول چنین به نظر می رسد که بیوتن نیز یک فراداستان است؛ بدین معنا که نویسنده سعی کرده با بازیگوشی های چاپی ورود به داستان ارائه ی چند فرجام برای داستان چاپ علامت های مختلف در حاشیه ی متن داستان را به تقلید از رمان های پسامدرن غرب وارد حیطه ی پسامدرنیسم کند ولی با تحلیل متنی شگردهای به کاررفته در این داستان و با استفاده از آرای برایان مک هیل و پتریشیا وُ، دو نظریه پرداز مطرح پسامدرنیسم، معلوم می شود که این رمان نتوانسته وارد حیطه پسامدرنیسم شود.زیرا شرط اول و اساسی ورود به پسامدرنیسم فقدان یک نظریه یا ایدئولوژی آوانگارد است اصلی که به تمامی در بیوتن نقض شده.
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
تاریخ معماری و شهرسازی ایران همواره در طول تاریخ خود شاهد تحولات و دگرگونیهایی در زمینه نگرشها، عقاید، شیوهها و سبکها، در هر دو بعد محتوایی و بصری بوده است. تأثیرپذیری از سنت وجهانبینی برخاسته از فرهنگ وآداب بومی، در دورههایی محور این تغییرات بوده وگاهی نیز با الگوبرداری از تحولات معماری و شهرسازی جهان، دستخوش دگرگونی شده است. مکتب اصفهان با تأکید بر فرهنگ، هنر و اندیشه اسلامی- ایرانی، دوران پرفروغ و اثرگذاری در دوره صفویه داشته است و حتی این تأثیرات تا به امروز در برخی شهرهای سنتی نیز هنوز قابل روئیت است. در دوره قاجار نیز در ابتدا مکتب اصفهان ادامه مییابد؛ اما با ورود ایران به بازارهای جهانی و برقراری روابط با دیگر کشورها، زمینه برای تغییر فرم و محتوای شهرهای ایرانی فراهم میگردد که با تولد سبک تهران، تغییراتی اجرا میشود که به طور عمده بر پایه ی نگرشهای مدرنیستی شکل مییابد. در این نوشتار تلاش شده ضمن تشریح خصوصیات و ویژگیهای هر یک از شیوههای اصفهان و تهران- که تأثیرات شگرفی در معماری و شهرسازی ایران داشته اند- زمینههای اشتراک و افتراق فضاها و عناصر شهری در این شیوهها مورد مقایسه قرار گیرد. نتایج این بررسی حاکی از چرخش آشکار و تغییر نقش فضای عمومی، فضاهای باز و بروز برونگرایی به جای درونگرایی در سبک تهران است؛ به گونهای که پیوند معماری بومی ایران با معماری غرب و سرمشق گیری از بناهای اروپایی و از سوی دیگر دگرگونی کلی مفهوم «شار» در این سبک کاملا مشهود است.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
داستانهای پستمدرن از دیدگاههای بسیاری با داستانهای مدرن و کلاسیک متفاوت است و توجه به مؤلفههای این نوع داستان به خواننده کمک میکند تا آنها را بهتر درک کند و بستر و فضای فرهنگی و اجتماعی را که این آثار در آنها شکل گرفته، بهتر بشناسد. این مقاله تلاشی است برای خوانش تطبیقی دو رمان پستمدرن عربی و فارسی با نامهای فرانکشتاین فی بغداد اثر احمد سعداوی و پستی اثر محمدرضا کاتب. این تحقیق با روش تحلیلی- توصیفی، برخی مؤلفههای پستمدرنیسم مانند بینامتنیت، جابهجایی، روش چندصدایی، بینظمی زمانی و مکانی در روایت رویدادها، فقدان قاعده در مضمون، عدم قطعیت و تکگویی را در این دو رمان نشان میدهد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که وجوه اشتراک میان داستان فرانکشتاین فی بغداد و درونمایههای رمان پستی در پارهای موارد، ماهیت تقلیدی پیدا کرده و در عین حال عناصری از مدرنیسم را نیز در خود جای داده است. همچنین این رمانها، آثاری ساختارشکن و چندپاره است که بخشهای متفاوتشان از نظر زمانی، مکانی و روایی، فاقد تسلسل خطی و توالی منطقی است.
دوره ۶، شماره ۲۲ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده
دیر زمانی نیست که استقبال فزاینده¬ای را از ادبیات تطبیقی در ایران شاهد هستیم. این استقبال گرچه ممکن است از برخی جهات اتّفاقی فرخنده به شمار آید اما نیک که بنگریم چندان خوشایند نیست. متاسفانه در کشور ما روی¬آوردن به ادبیات تطبیقی بدون درک صحیح مبانی و چارچوب¬های نظری آن این رشته را با بحرانی جدی رو¬به¬رو کرده¬است. بدفهمی¬هایی که واژه «تطبیقی» ایجاد کرده باعث شده است که گاه این رشته صرفاً به عنوان یکی از «دانش¬های تطبیقی» از جمله فلسفه تطبیقی، زبان¬شناسی تطبیقی و... شناخته شود. از سوی دیگر به دلیل ناآشنایی با مکاتب گوناگون این رشته و در نظرگرفتن آن صرفا به عنوان مقایسه دو ادبیات ملی، «پژوهش¬هایی زیر چتر نام ادبیات تطبیقی انجام گرفته که هیچ¬گونه قرابت و سنخیتی با ماهیت آن ندارد» (انوشیروانی ۱۳۸۹:۳۶). نوشتار پیش¬رو به بررسی مقاله «بررسی تطبیقی شعر و اندیشه تی. اس. الیوت و احمد شاملو بر اساس مولفه های مدرنیته» به قلم حسن اکبری بیرق و نرگس سنایی که در شماره ۴ (پیاپی ۱۲) نشریه پژوهش¬های زبان و ادبیات تطبیقی چاپ شده است، می¬پردازد.
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
اگر چه تاریخچه ادبیات تطبیقی در کشور اردن، همگام و همپای دیگر کشورهای عربی از جمله مصر نبوده است، اما این کشور نمونه دیگری را از رشد ادبیّات تطبیقی در جهان عرب عرضه میکند؛ تطبیقگران اردنی، ابتدا به بررسی روابط تأثیر و تأثّر آثار پیشین ادبیّات عربی و سایر ملل؛ به ویژه غرب میپرداختند. لذا، پژوهشهای دوره نخست، بیشتر بر محور ادبیّات سنّتی و پیشین؛ به طور خاص شعر، میچرخید. با ظهور مدرنیسم، پژوهشهای تطبیقی در اردن نیز وارد مرحله جدیدی شد. تطبیقگران درصدد کشف میزان اثرپذیری ادیبان عربزبان از تحولّات ادبیّات جهانی و جنبشهای آزادیبخش غرب برآمدند. توجّه به سایر شاخههای ادبیّات در کنار شعر؛ داستانها و نمایشنامهها از جمله ویژگیهای پژوهشهای تطبیقی این دوره است. با رشد ملّیگرایی و پان عربیسم و همچنین نقد روشها و نظریات کشورهای سابقاً استعمارگرِ جهان، تطبیقگر اردنی دریافت که پافشاریهای نخنما شده برای ردیابی خاستگاه اثر ادبی، دیگر مطلوب و شایسته ادبیات تطبیقی نیست. از اینرو، پژوهشهای تطبیقی پسامدرنیسم به عرصه مطالعات تطبیقی اردن گام نهاد.
مقاله حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در صدد آن است تا ضمن به تصویر کشیدن تاریخ تحوّل ادبیّات تطبیقی در اردن به دوره پژوهشهای تطبیقی آثار سنّتی (المقارنات التراثیه)، پژوهشهای تطبیقی ادبیّات عصر تجدد (مقارنات أدب الحداثه) و پژوهشهای تطبیقی- فرهنگی ادبیّات عصر پساتجدّد (المقارنات الثقافیه وما بعد الحداثه)، تحوّلات این دانش را در این کشور عربی بررسی و تحلیل نماید.
دوره ۹، شماره ۳۵ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
ادبیات پسامدرن و بهویژه داستان پسامدرن محل چالش سالهای اخیر نویسندگان، منتقدان و نظریهپردازان ادبی ایران بوده است. توجه این نظریهپردازن بیشتر بر شگردهای مربوط به این شیوهی ادبی بوده و همین امر سوءتفاهمهایی را در تشخیص موضوع بهوجود اورده است. با این توجه، بررسی مجموعهداستان گذرگاه بیپایانی، نوشتهی کاظم تینا تهرانی، بهعنوان یکی از نخستین آثار داستانی پستمدرن ایران حائز اهمیت بسیار است. در این مقاله، نه شگردهای داستاننویسی پسامدرن، که مبانی انسانشناسی فلسفی پستمدرنیسم معیار بازشناسی و واکاوی آثار قرار گرفته است. بدینترتیب ملاک تشخیص پسامدرنیسم ادبی در این مقاله توجه به شخصیتهای داستانی، از منظر فنون شخصیتپردازی نیست. دیدگاه اتخاذشده مبتنی بر شیوههای ساخت سوژهی انسانی، چگونگی حضور "خود" در ساخت این سوژه، نقش "دیگری" در این نوع سوژهسازی و مسائلی از این دست است. بر این اساس باید گفت کاظم تینا در این مجموعهداستان توانسته است خصلتهای انسانشناسانهی پسامدرنیستی را با قالبی شکلی از داستان پستمدرن، بهگونهای موفق تلفیق کند؛ موفقیتی که پیش از آن در ادبیات داستانی ایران بهدشواری قابل تشخیص است.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده
وقتی متن در یک بستر آشنا درک شود و برای خواننده کلیتی منسجم داشته باشد، یک «پاره کلامی» یا «گفتمان» خوانده میشود. قرائت یک گفتمان هم در گرو دانش زبانی و هم دانش غیرزبانی است. زندگینامه خودنوشت نیز در مقام یک روایت، جهان متنیِ خود را دارد. واقعیت آن، حاصل شیوه رمزگذاری زبانی، یعنی همان نسبیت زبانی و جبر زبانی از سوی نگارندهاش است که فعالانه جهان و خویشتن را برمیسازد. از این رو، از رهگذر تحلیل دامنه زبان بهکار رفته در یک متن زندگینامۀ خودنوشت، به لحاظ معانی صریح و زنجیرهای از معانی ضمنی، میتوان شناختی از جهانبینی مؤلف بهدست آورد. به بیان دیگر، سوژه زندگینامه خودنوشت، محصول لحظه به لحظه، و از یک تجربه به تجربه دیگر است که در گسترهای از زبان، در موقعیتهای چندگانه برخاسته از گفتار ایستا قرار میگیرد. اجرای همین خویشتن چندپاره به یک هنجار پست مدرن تبدیل شده است. حال باید پرسید، ارتباط میان زبان با واقعیت زندگینامه خودنوشت چیست و چه جنبههایی از هویت فرهنگی خویشتن را بازنمایی میکند؟ با توجه به این مسئله، هدف از این مقاله، پاسخ به این پرسش است که در قرائت ما از سوژه پستمدرن در کانون زندگینامه خودنوشت، با درنظر گرفتن زبان بهمنزله واسطه بیان و نیز با توجه به فرازبان در مقام زبانی که برای توضیح درخصوص زبانِ چنین متنی بهمنظور بازنمود خویشتن بهکار میرود، چگونه «من» چندگانه و مبهم و هم چنین «دیگران» برآمده از این متون، در زبان تحقق مییابند و در گقتمانهای گوناگون شرکت میجویند.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
چکیده
در این مقاله شرح کوتاهی از نظریه حکومت استبدادی و جامعه کوتاه مدت که نویسنده از پنجاه و
شش سال پیش ساخته و پرداخته ارائه شده است. شرح و تحلیل دقیق و مفصل آنها در کتابهای ایرانیان: دوران باستان تا دوره معاصر؛ تضاد دولت و ملت: نظریه تاریخ و سیاست در ایران؛ دولت و جامعه در ایران: انقراض قاجار و استقرار پهلوی؛ ایران: جامعه کوتاه مدت؛ نه مقاله در جامعهشناسی تاریخی ایران: نفت و توسعه اقتصادی؛ مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران؛ اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی عرضه شده است. در نوشتار حاضر مساله اصلی نویسنده مطرح و سپس فرایند تدوین نظریات استبداد و جامعه کوتاه مدت مشروح افتاده است.
دوره ۱۰، شماره ۴۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
در مورد پسامدرنیسم دو دیدگاه کلی وجود دارد: دیدگاه اول آن را متعلق به دوره تاریخی خاصی میداند و دیدگاه دوم آن را همچون سبک هنری و ادبی مینگرد. مطابقِ دیدگاه دوم، هر اثری که از ساختار و فرم آثار پسامدرن، مانند عدم انسجام، عدم قطعیت، ناباوری به فراروایتها، عنصر وجودشناسی، طنز و آیرونی، نقیضهگویی و بینامتنیت، برخوردار باشد، پستمدرن شمرده میشود. از آنجا که ساختارشکنی، طنز، نقیضه، اعتراض به کلانروایتها و... از ویژگیهای سبکی مسلّم غزلیات حافظ است، این فرض تقویت میشود که حافظ از سبک پسامدرن برخوردار است. بنابراین با توجه به دیدگاه دوم، نگارنده در مقاله حاضر سنجش غزلیات حافظ با تکیه بر ویژگیهای سبکی مکتب پستمدرن را پیش روی قرار داده است. بر اساس نتیجه این بررسی شاید بتوان گفت از میان شاعران کلاسیک ایران حافظ تنها شاعری است که نه همچون نویسندگان عصر حاضر با تکیه بر خودآگاهی پسامدرنی، بلکه با تکیه بر نوعی ناخودآگاهی پسامدرنی، به ساختارشکنی مؤلفههای بلاغی و ستیز با مطلقاندیشیهای عصر خویش برخاسته و شاهکار پسامدرن دوران خویش را خلق کرده است.
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۲۶ )
چکیده
اسهمت عوامل متعدده فی تطور الشعر العربی المعاصر، بحیث یمکن أن یقال: إنّ التیارات والمدارس الادبیه الاروبیه المؤثره علی الادب العربی و ان التطرف من جانب بعض شعراء الحداثه فی دعوتهم الى العصریه المطلقه والى رفض التراث العربی الاسلامی، غیّر الشعر العربی الحدیث تغییراً جذریاً بحیث ادّت احیاناً الى انقطاع الاتصال بین هذا الشعر وبین مخاطبه وهذا التی اشتهرت بـ« ازمه الشعرالمعاصر».
دکتر فاطمه جعفری کمانگر،
دوره ۱۳، شماره ۵۴ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
این مقاله در ابتدا در پی این پرسش، که کدامین عامل از عوامل داستانهای پسامدرنیستی بر تشکیک اثر میافزاید، این ویژگیها را به دو گروه ساختاری و محتوایی تقسیم کرده و عواملی را مورد بازبینی قرار داده است که در زیر مجموعه هر یک از این دو گروه قرار میگیرد و بر مبنای پاسخی که از این پرسش به دست میدهد، یکی از رمانهای معاصر فارسی یعنی رمان «هیس» اثر محمد رضا کاتب را مورد بررسی موردی قرار داده است و به تبیین این نکته پرداخته که این رمان به عنوان رمان پست مدرن با استفاده از کدام یک از این عوامل به عدم قطعیت و شک برانگیزی در خود دامن زده و چه چیزی رمان را به سمت تشکیک پسامدرنیستی سوق داده است به طوری که دستیابی به روایتی واحد از آن غیر ممکن است.
یاسمین کازرانی فراهانی، دکتر سهیلا صلاحی مقدم، دکتر زهره الله دادی دستجردی،
دوره ۱۴، شماره ۵۷ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
از جمله شاعران مدرن امروزی که در قالب سپید طبعآزمایی کرده، سارا محمدی اردهالی است که در اشعار او عوامل مدرنیسم، بویژه تنهایی، بسامد فراوانی دارد. این عامل در ۱۹ شعر او از دید تصویرپردازی و حوزه واژگان، انواع جمله، ترکیبات و ساختمان افعال بررسی شد. جانبخشی پربسامدترین صنعتی است که او استفاده کرده و حوزه واژگان مورد استفادهاش، بیشتر مسائل مربوط به خانه و خانواده و طبیعت است. شاعر همچنین از جملات سه جزئی، ترکیبات اضافی و افعال مادی بسیار استفاده کرده است. با اینکه تنهایی مفهومی انتزاعی است، انتزاعی و مجرد بیان نشده است و شاعر باوجود ستایش تنهایی و نیازی که به آن دارد از طرفی هم از آن میگریزد و نمود این موضوع در شعر او زمانی است که بهطور مثال تصویر خانه را بهعنوان پربسامدترین تصویر، و جانبخشی را بهعنوان پربسامدترین صنعت میبینیم؛ هردو حدود ۹۰ درصد اشعار را دربرمیگیرد. شاعر در قالب سپید توانسته است امروزیترین تصاویر را از تنهایی انسان مدرن ارائه کند.
دکتر فاطمه جعفری کمانگر، دکتر غلامرضا پیروز،
دوره ۱۵، شماره ۶۰ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده
برخی از نویسندگان ایرانی با اقبالی که به سمت داستاننویسی پسامدرن از خود نشان دادند، با تأثیرپذیری از آثار فراداستانی غربی و گفتمان ترجمه به خلق آثاری روی آوردند که اگرچه در ظاهر آثار فراداستانی به شمار میآید، ماهیت تقلیدی و تصنعی آنها با ماهیت بازیگونگی فراداستان در تعارض قرار میگیرد. این پژوهش بر مبنای نقد جریان فراداستاننویسی در کشور نگاشته شده و با بررسی فراداستانهای ایرانی به این نتیجه دست یافته که آثاری که تحت عنوان فراداستان در کشورمان مطرح است به دور از ماهیت هنجارگریز پسامدرنیسم و دقیقا بر اساس ملاکها و عواملی از پیش تعیین شده نگاشته شده، و وجوه تصنعی و مکانیکی این داستانها با ماهیت هنجارگریز پسامدرنیسم در تعارض است.
دکتر تقی پورنامداریان، محمدمهدی ابراهیمی فخاری،
دوره ۱۶، شماره ۶۳ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده
فرضیه این پژوهش این بوده است که داستانِ داش آکل برخلافِ باور رایج، کاملاً رئالیستی نیست و از نیمه دوم، شخصیتپردازیِ مدرنیستی در آن مشهود است. شخصیت در داستانهای مدرنیستی محوریت دارد و ذهنِ شخصیت، ملاک و محکِ وقایع داستانی است. در این پژوهش ابتدا ویژگیهای لازم برای اینکه هر شخصیتِ داستانی مدرن بهشمار میرود، مشخص، و چارچوبی دقیق برای تحلیلِ شخصیت مدرنیستی تعیین شده است که براساس آن میتوان شخصیتِ مدرنیستی را از شخصیتِ پیشامدرن جدا کرد. در داستان مدرنیستی شخصیتِ داستان به سوژهای مدرن تبدیل میشود. ویژگیهای سوژه براساسِ آرای متفکران برجسته و تأثیرگذار مدرنیسم تحت سه عنوان معرفی شدد: ۱) آگاهی ۲) آزادی/ اختیار ۳) فردیت؛ سپس ویژگیهای مورد بررسی قرار گرفت که برای مدرنیستی بودن ضروری نیست ولی در داستانهای مدرنیستی معمولاً دیده میشود. وجود این ویژگی در «داش آکل» فرضیه پژوهش را تأیید میکند. دستاورد دیگر این پژوهش، تحلیلِ داستانِ «داشآکل» و موشکافی آن و بررسی رابطههای بینامتنیِ آن است که نشان میدهد این داستان، یکی از داستانهای کلیدی در مرحله گذار از داستان رئالیستی به داستان مدرنیستی در ادبیات فارسی است و نمیتوان آن را داستانی کاملاً رئالیستی بهشمار میآورد.
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۳- )
چکیده
سینمای کیارستمی، به مثابه نمونه بارزی از ظرفیت جهانی شدن فرهنگ نمایشی ایران و با تأکید خاص بر نقش مشارکت تماشاگران در فرایند معناسازی فیلم، تأملاتی پسامدرن را برمیانگیزد. برخی ازمهمترین وجوه خاص این نوع سینمای نیمه-برساخته عبارتند از: سبک خود-بازتابنده ، بعدنماییهای نمودارگونه، روایتهای بینا بین و کمینهگرایی فردی. ارزشمندترین دستاورد پسامدرن این نوع سینما، برجسته سازی فرایند معناسازی در حین تجربه بیواسطه فیلم است. بهعلاوه، نماهای نزدیک فیلمهای اخیر او، واحدهای معناساز مستقلی هستند که به نحوی فزاینده عامل تکثیر و تولید بیوقفه احساس و عاطفهای شرقی است. از این حیث، سبک خلاقانه کیارستمی قابل تفسیر و تطبیق با برخی از مهمترین آرای متفکران سینمای پسامدرن نظیر ژیل دلوز است. فیلمهای اخیر او، در حقیقت، با بهرهگیری از جلوههایی واقعگرا وعناصری بومی، روایتگر میکرو درامهای نوینی است که در بینا بین شکاف میان نماهای نزدیک و دریافت فعال مخاطبان خود شکل میگیرد.