۲۳ نتیجه برای استعاره مفهومی
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی مفهومسازیِ استعارههای مفهومی «ترس» در قرآن میپردازد. استعاره مفهومی از مباحث مهم در زبان شناسی شناختی است، در این رویکرد اعتقاد بر این است که استعاره پدیده ای شناختی است و آنچه در زبان ظاهر می شود تنها نمودِ این پدیده شناختی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی حوزههای مبدئی که در قرآن ترس بر مبنای آن مفهومسازی شده اند، میکوشد به نگرش قرآن در خصوص این عاطفه دست یابد. به منظور دستیابی به این هدف پیکرهای متشکل از ۶۰۷ آیه که در بر دارنده مفهومِ ترس بودند جمع آوری شد، سپس از طریق تحلیل شناختی، ۱۸ نام نگاشت شناسایی شد. دو طرحواره نیرو و حرکت به عنوان حوزه مبدأ، در مفهومسازی «ترس» در قرآن نقش عمده ایفا می کنند.در مفهومسازی بر مبنای حرکت، کنش¬های رفتاری و فیزیولوژیک در افراد در مواجهه با نیروی بیرونی بیانگر عدم کنترل ایشان و مغلوب شدن در برابر نیروی بیرونی است که در اکثر موارد از اساسِ مجازی برخوردار است، در مقابل در مفهومسازی ترس بر مبنای طرحواره نیرو، حضور انواع نیرو ها از جمله فشار، انسداد و تغییر مسیر در مواجهه با نیروی بیرونی بیانگر واکنش ارادی افراد در غلبه بر نیروی بیرونی است از این روست که قرآن در راستای هدف هدایتی خود در بسیاری از موارد در قالب امری و ضمن مأمور کردن انبیاء از مخاطبان خود خواسته است که با نیروی برآمده از –ترس- عظمت الهی به مقابله با نیروی های بیرونی غیرالهی بپردازند
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
اوتیسم یک اختلال عصب شناختی است. بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم در زبان تحولی ندارند و معمولأ تمایل به برداشتهای تحتاللفظی از عبارات دارند. این مسأله در درک زبان استعاری مشکل ایجاد میکند که این اشکالات در دو بعد استعارات کلامی و دیداری دیده میشود. مطالعه حاضر با هدف مقایسه درک استعاری شنیداری و دیداری در کودکان اوتیسم خفیف و کودکان عادی انجام گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش مقطعی و علی- مقایسه ای است. نمونه آماری این پژوهش شامل ۳۰ پسر ۷ تا ۱۰ سال مبتلا به اوتیسم خفیف در حال تحصیل در مراکز آموزشی کودکان استثنایی شهر مشهد و ۳۰ کودک عادی همتاسازی شده از نظر سنی است که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. پس از ارزیابی اولیه زبانی توسط آزمون درک استعاری مورد سنجش قرار گرفتند و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون آماری یو من ویتنی و نرم افزار SPSS ۲۳ استفاده شد. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که در درک استعاری به صورت کلی بین کودکان اوتیسم و طبیعی تفاوت معناداری وجود دارد (P<۰/۰۰۱)، همچنین، در درک استعارههای دیداری و شنیداری نیز دو گروه تفاوت معناداری را نشان دادند (P<۰/۰۰۱). نتایج به دست آمده بیانگر این است که کودکان مبتلا به اوتیسم در مقایسه با کودکان عادی از نظر درک استعاری دیداری و شنیداری عملکرد پایینتری دارند و در نظر گرفتن این مساله میتواند در برنامهریزی و طراحی محتوای آموزشی و مداخلات توانبخشی در جهت ارتقاء عملکرد آموزشی و اجتماعی این کودکان مفید باشد.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
زبان شناسی شناختی رویکردی است که به زبان به عنوان وسیله ای برای کشف ساختار نظام شناختی انسان می نگرد. زبان شناسان شناختی معتقدند که استعاره پدیده ای است شناختی و آنچه در زبان ظاهر می شود، تنها نمود این پدیده شناختی است. هدف اصلی این پژوهش، نشان دادن نقش انسان شناختی و روان شناختی «استعاره های مفهومی» مربوط به خودرو، کامپیوتر، تلفن و موبایل در زبان محاوره فارسی است؛ بدین منظور با در کنار هم قراردادن این استعاره های مفهومی در گفتمان عمومی، به شکل تراکمی یک مدل شناختی آرمانی از انسان و ماشین ارائه کردیم و از ساختار مفهومی مرتبط آن ها به این نتایج رسیدیم که در این استعاره ها برخلاف آرایه تشخیص و جاندارانگاری، اشیاء بی جانی چون ماشین برجسته ترند و صفات خود را به انسان انتقال می دهند. در بیشتر این استعاره ها، صفاتی از ماشین به انسان انتقال می یابد که به نوعی ضعف و ناتوانی و منفعل بودن انسان را تداعی می کند و نشانگر استیلای این مخلوق قدرتمند بر زندگی حال و آینده خالق خویش است.
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
مقاله حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره های مفهومیِ جهتی، در دو زبان فارسی و اسپانیایی به نگارش درآمده است. در این مقاله تلاش شده تا از میان طبقه بندی لیکاف و جانسون (۱۹۸۰) از استعاره های مفهومی، در قالب استعاره های ساختی، جهتی و هستی شناختی، تنها طبقه استعاره جهتی بر داده هایی از زبان اسپانیایی مورد سنجش قرار گیرد و کاربرد این استعاره در سطح نگاشتِ استعاری و بازنمود زبانی در زبان فارسی بازکاویده شود. تحلیل ۳۸ نمونه استعاره مفهومی جهتی در قالب ۱۵ اسمِ نگاشت، که از رمان اسپانیایی گفت وگو در کاتدرال اثر ماریو بارگاس یوسا، مجموعه مقالاتی درباره استعاره های مفهومی به زبان اسپانیایی و برخی داده های شفاهی استخراج شده بود، این نتیجه را به دست داد که شباهت ها میان استعاره های مفهومی مبتنی بر درک انسان از مقوله «جهت»، در بین دو زبان به مراتب بیشتر از تفاوت هاست. این نتیجه، جایگاه بنیادین درک مکان و درک جهت به عنوان خاستگاه شکل گیریِ استعاره های مفهومی در حوزه های انتزاعی را می نمایاند. از سوی دیگر، توجه به تفاوت های دو زبان فارسی و اسپانیایی در ساخت استعاره های مفهومی، مؤید تأثیر فرهنگ بر ساخت استعاره های مفهومی است.
دوره ۳، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
در این مقاله با استفاده از نظریه شناختی استعاره معاصر، کارکردهای استعاره نور و خوشه های تصویری مرتبط بدان یعنی خورشید، آفتاب، شمع، چراغ و... در غزل های مولوی تبیین می شود. از رهگذر بررسی نور در دیوان شمس در می یابیم که شناخت و معرفت مقوله ای بصری است و به عنوان انگاره استعاری اولیه در ژرف ساخت این اثر نمودار می شود؛ مولوی با توجه به این انگاره و انگاره ثانوی«جهان غیب، نور است»، نور را به مثابه خدا، انسان کامل، مکان، خوراک و شراب، وجود،هدایت و امید و نیز وسیله ای برای تبیین مقوله فنا و بقا بر شمرده است. این انگاره های استعاری بستری مناسب برای تحلیل و تبیین مقولات انتزاعی مورد نظر مولوی محسوب می شود و انسجام درون متنی غزل ها را در پرتو ایده ای واحد و انگاره ای نخستین به تصویر می کشد. واژه های کلیدی: نور، مولوی، استعاره مفهومی، انگاره، کلان استعاره
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
در این پژوهش دو فرض نظریه استعاره مفهومی با استفاده از روش پیکره بنیاد مورد ارزیابی قرار گرفت. طبق فرض اول، زبان استعاری جایگاهی فرعی نسبت به استعاره های مفهومی ذهنی دارد و طبق فرض دوم، استعاره های زبانی متعارف نظام مند هستند. پیکره ای پنجاه میلیون کلمه ای از پیکره همشهری به طور تصادفی نمونه گیری و به وسیله نرم افزار AntConc تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل پیکره ای حاکی از تأیید نشدن فرض نخست و تأیید نسبی فرض دوم نظریه استعاره مفهومی هستند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که الگوهای معنایی استعاره های زبانی پیچیده تر از پیش بینی های نظریه استعاره مفهومی هستند و عوامل کاربرد زبان در شکل دهی به معنای استعاره های زبانی نقش مهمی ایفا می کنند.
دوره ۵، شماره ۱۹ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده
یکی از مسائلی که تحلیل گفتمان انتقادی در پی آن است افزایش آگاهی مخاطبین از رابطه میان زبان و ایدئولوژی است. گفتمانی که توسط اعضای یک نهاد اجتماعی استفاده می شود تمایل دارد ایدئولوژی محور باشد. پس تحلیل گر انتقادی در پی آن است تا رد پای این ایدئولوژی را نشان دهد و با استفاده از ابزارهای زبانی، اساس ایدئولوژیک گفتمان را منعکس کند. از آنجایی که استعاره در زبان رخ می دهد می تواند ابزاری مناسب در جهت شناخت ایدئولوژی باشد. انتخاب استعاره های متفاوت در یک متن توسط کاربران زبان می تواند نشان دهنده ایدئولوژی غالب کاربران باشد و در عین حال ایدئولوژی های متفاوت در جهت نهادینه کردن باورهای بنیادینشان می توانند دست به تولید استعاره های متفاوت بزنند و از الگوهای مفهومی خاصی جهت پرورش و تولید عبارات زبانی استعاری و یا همان زبان استعاری استفاده کنند. در این مقاله، نظریه استعاره مفهومی و نظریه ایدئولوژی تئون وندایک به عنوان تعاریف پایه و اساسی مد نظر قرار می گیرد و کارکردهای استعاره در دستگاه ایدئولوژی و همچنین نقش استعاره در بافت اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.
دوره ۵، شماره ۲۰ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
بوف کور یکی از مشهورترین داستان های ادبیات معاصر فارسی است که تا کنون شرح و نقدهای بسیاری برای کشف معانی نهانی ان شده است. با این حال علی رغم اختلاف نظرهای مختلف و متعدد مفسّران و منتقدان بوف کور، می توان گفت که همه ایشان براین قول اتفاق نظر داشته اند که دو پاره بوف کور به نوعی تکرار یکدیگرند. علاوه براین می شود گفت تقریبا قریب به اتفاق اکثر این شرح ها با استفاده از نقد روان شناختی به تحلیل اثر پرداخته اند. در حالی که نگارندگان با عنایت به دو نکته فوق تلاش کرده اند که با تحلیل استعاره های مفهومی که هدایت در این دو قسمت به کاربرده، از طریق «نظریه استعاره مفهومی» فراتر از استدلال های روان شناسانه ای که ناقدان این اثر داشته اند به کشف شبا هت ها و تفاوت های این دو قسمت بپردازند تا در نهایت به نگاهی جدیدتر و متفاوت از آنچه تا کنون ذکر شده، دست یابند و ثابت کنند که هدایت با وجود کاربرد شباهت های فراوان در این دو پاره، بینش های متفاوتی را در هر یک دنبال می کرده است.در نهایت نویسندگان به این نتیجه می رسند که هدایت در پاره اول داستان بر اساس استعاره هایی که به کار برده نگاهی امیدوار و مثبت به زندگی دارد و در قسمت دوم این دید جای خودش به ناامیدی و میل به مرگ می دهد
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
استعارههای مفهومی از جمله نطریات مورد بحث در حوزۀ زبانشناسی شناختی است که نحوۀ ادارک و شناخت مفاهیم مختلف در ذهن را مورد بررسی قرار میدهد. از آنجا که درک این مفاهیم با روابط تجربی انسان ارتباط مستقیمی دارد، استعارههای مفهومی را باید در رفتارهای روزانۀ او، از قبیل گفتار بررسی نمود؛ که البته میتواند در شناخت عقاید، فرهنگ و زبان ملتهای مختلف نیز کارساز باشد. از این رو، بررسی تطبیقی استعارههای مفهومی در زبان اقوام و ملل مختلف، آن هم بر اساس گونههای زبانی آنها نظیر امثال و کنایات ضروری به نظر میرسد. کنایه، بعنوان نمایندۀ گفتاری ملتها میتواند نمونۀ خوبی جهت مقایسه و تطبیق زبان دو یا چند ملت از لحاظ شناختی باشد. در پژوهش حاضر، با بهرهگیری از شیوه تحلیلی- نموداری؛ درصدد بررسی تطبیقی استعارههای مفهومی براساس حوزۀ مبدأ آنها هستیم و پس از آن با تحلیل آنها در سه بخش ۱. مطابقت واژگانی و مفهومی کامل، ۲. مطابقت نسبیِ واژگانی و مفهومی کامل و۳. عدم مطابقت واژگانی همراه با مطابقت مفهومی کامل؛ به کشف ارتباطِ تطابق واژگانِ دو زبان در تعیین حوزههای مفهومی می پردازیم. شایان ذکر است که جامعۀ آماری در این پژوهش ششصد و شصت و پنج کنایۀ مصری است که به صورت تصادفی گزینش شدهاست و در پایان هر بخش نتایج تحلیلها و بررسیهای انجام شده، به صورت جدول و نمودار ترسیم میشوند. به نظر میرسد که بیشترین حوزۀ مفهومی مبدأ در دو زبان به ترتیب شامل حوزۀ «بدن» و «اشیاء» باشد.
دوره ۶، شماره ۲۰ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی استعارههای مفهومی حوزۀ عشق در آینۀ ضربالمثلهای سه زبان فارسی، انگلیسی و ترکی میپردازد. تلاش شده است از ۱۵ منبع برای سه زبان مذکور، دادههای مورد نیاز از هر سه زبان استخراج و گردآوری شود. با جستوجو در منابع، بیش از ۱۰ هزار ضربالمثل مورد مطالعه قرار گرفت که از این تعداد به ۲۰۱ ضربالمثل در حوزۀ عشق و تعداد ۹۶ نگاشتنام در این ضربالمثلها رسیدیم. تلاش شد تا پربسامدترین نگاشتنامها در هر سه زبان مشخص و جداگانه در جدول آورده شود. در کنار نگاشتنامها، پربسامدترین حوزههای مبدأ نیز شناسایی و معرفی شدند تا مشخص شود گویشوران این سه زبان بیشتر از چه نگاشتنامها و حوزههای مبدأ برای بیان استعاری عشق استفاده میکنند. مشخص شد در زبان فارسی پربسامدترین نگاشتنام عشق، بلا، درد، رنج، بیماری است. در زبان انگلیسی و زبان ترکی «عشق روشنایی است» پربسامدترین نامنگاشتها بودند. همچنین پربسامدترین حوزههای مبدأ که برای مفهومسازی عشق بهکار رفتهاند، بهترتیب حوزههای مبدأ «انسان/ بدن انسان» در زبان فارسی، «روشنایی و تاریکی» در زبان انگلیسی و «انسان/ بدن انسان» در زبان ترکی بودند که بسامد وقوع بهنسبت تعداد ضربالمثلهای بررسیشده در هر زبان آورده شده است.
دوره ۶، شماره ۲۲ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده
از قرن دوم هجری صوفیه با وارد کردن مفهوم «محبت» در سخنان خود، نسبت جدیدی میان خود و خداوند تعریف کردند، این تعریف اگرچه در ابتدا با مخالفت های از جانب فقها و متکلمین روبرو شد اما به تدریج جای خود را در گفتمان صوفیه پیدا کرد، تا این که در نهایت در آغاز قرن ششم مفهوم «عشق» نیز به طور رسمی وارد اقوال و آثار ایشان شد. تلاش صوفیه در این چهارقرن برای تعریف و توضیح این مفهوم، تصوف را وارد مرحله جدیدی ساخت که شاهد شکوفایی آن در قرن های ششم تا هشتم هجری می باشیم. نگارنده در این جستار به دنبال بررسی دیدگاه های هستی شناسانه صوفیه درباره این مفهوم بوده است از این رو از طریق تحلیل و بررسی استعاره های مفهومیِ هستی شناختی در «نظریه استعاره مفهومی» به جستجوی دیدگاه های صوفیه در این باره پرداخته و در نهایت ثابت کرده که استعاره پردازی های صوفیان از همان ابتدا بیانگر دو دیدگاه که در واقع برخاسته از دو استعاره اصلیِ خداوند سلطان است و خداوند محبوب است می باشد
دوره ۶، شماره ۲۳ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
نظریه استعاره شناختی معتقد است که زبان عادی و زبان ادبی، از جهاتی در مفهوم سازی مفاهیم شبیه هم و از جهاتی متفاوتند. مقاله حاضر، در صدد پرداختن به خلاقیت های حافظ در تصور مفهوم عشق در چارچوب این نظریه است. مفهوم عشق در شعر حافظ به کمک راهبردها یا ابزارهای شناختی رایجی چون استعاره، تصویر، مجاز و جاندارپنداری مفهوم سازی می شود، اما به نظر می رسد حافظ شیوه های خلاقانه تری را در استعاره های شعری عشق به کار برده است. به منظور کشف شاخص های تأثیرگذار در مفهوم سازی متفاوت عشق، دو سوال مهم مطرح می شود: مفهوم سازیِ شعری عشق چه تفاوتی با مفهوم سازی عادی و رایج آن در زبان فارسی دارد؟ و، کدامیک از شاخص های چهار گانه کوچش(۲۰۱۰) در آفرینش خلاقیت استعاری در شعر حافظ نقش پررنگ تری دارد؟ بررسی داده های تحقیق نشان می دهد که عشق در زبان حافظ، مانند زبان های دیگر و مانند زبان فارسی از مفاهیم آتش، سفر، مستی، و غیره به عنوان حوزه مبدأ کمک می گیرد. اما مفهوم سازی آن از نظر چهار شاخص گسترش، تفصیل، زیرسؤال بردن، و تلفیق، با زبان عادی فرق دارد. به نظر می رسد آنچه باعث می شود زبان شعر، از زبان عادی متمایز شود، کاربرد خلاقانه مفهوم سازی های استعاری، جاندارپنداری، استعاره های تصویری و مجاز مفهومی باشد. همچنین از میان چهار شاخص مطرح در استعاره های مفهومی شعری، تلفیق و تفصیل بیشترین و زیرسوال بردن کمترین کاربرد را داراست.همچنین حافظ از استعاره های تخیلی نو در مفهومسازیِ عشق بسیار بهره برده است.
دوره ۶، شماره ۲۴ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
بسیاری از بنیادی ترین مفاهیم ما از جمله زمان، کمیّت، حالت، دگرگونی، کنش، علّت، هدف، شیوه، وجه (modality) و حتی مفهومِ یک مقوله از طریقِ مفاهیم استعاری درک می شوند. مولانا برای نشان دادن جهان عرفانی خود از مفاهیم استعاری بیشترین بهره را گرفته است. «خوردن» از پرکاربردترین واژه هایی است که در دیوان شمس برای نمایاندن تمامی ساحت های مادی و روحانی استفاده شده، و واژه های دیگری از خانوادۀ آن، در بازتاب این معانی به شاعر یاری رسانده است. نوعِ زندگی صوفیه و توجه بیش از حد آن ها به تقلیل طعام، جوع، روزه، اجتناب از کسب و بها دادن به نظریۀ توکل، سبب برگزیدن ناخودآگاه چنین استعاره ای برای مولانا می شود. بر این اساس هشت مقوله ی جمال، حکمت، راز، ذکر، سماع، شادی، عشق و نور به مثابۀ خوراک تفهیم می شوند. در این مقاله با استفاده از نظریۀ شناختی استعاره معاصر به تبیین این استعاره ها پرداخته می¬شود. و در نهایت روشن می گردد که انگارۀ «عرفان خوراک است»، گزارۀ بنیادینِ متن است که یک ذهنیّت استعاری خوراک انگار را در سراسرِ دیوان شمس منتشر کرده است.
دوره ۷، شماره ۵ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
مقالۀ حاضر به این پرسش اصلی میپردازد که بیان استعاری قرآن تا چه میزان مبتنیبر بهکارگیریِ الفاظ جهتی در معنیِ استعاری است. تحلیلهای مقاله، مبتنیبر طبقۀ استعارههای مفهومیِ جهتی در نظریۀ معاصر استعاره است. ازآنجاکه تجربه و درک مفاهیم مکان و جهت بهلحاظِ شناختی از جایگاهی بنیادی برخوردارند، این پرسش مطرح است که این مفاهیم چگونه در قرآن برای دریافت مفاهیم پیچیده تر بهکار رفتهاند. برای پاسخگویی به این پرسش، در نرمافزار جامعالتفاسیر نور (۱۳۹۰)، با کلید واژههای «فوق، تحت، وراء، خلف، امام، یمین، شمال» جستوجو شد و آیاتی که در آنها این مفاهیم جهتی در ساخت استعاره بهکار رفته بود، در کل قرآن مشخص شد. با این شیوه شصت شاهد بهدست آمد که در آنها جهتها بهعنوان حوزههای شناختی مبداء، در بیان استعاریِ قرآن بهکار رفته بودند تا مفاهیم انتزاعی و پیچیدهای چون «منزلت، برتری، زمان، خیر و برکت» و جز آن توصیف و قابل درک شوند. تحلیل دادههای مقاله حاضر شیوههای کاربرد منحصربهفردی را از واژههای جهتنما، در نقش استعاری در قرآن مینمایاند که میتواند بهمثابۀ یکی از ویژگیهای معناشناختی قرآن معرفی گردد. این پژوهش، زمینهساز پژوهشهای آینده خواهد بود که ازآنمیان، میتوان به پژوهشهایی دربارۀ بررسیِ شیوههای بازنماییِ زمان ازمنظر معنیشناسیِ شناختی در قرآن کریم اشاره کرد.
دوره ۷، شماره ۲۶ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده
بهکارگیری استعارههای متفاوت در متن توسط کاربران زبان، بازتابِ نگرش و تلقی آنهاست. ایدئولوژیها و بینشها، بهمنظور تحقق باورها و آموزههای خود، استعاره را خلق میکنند. به این ترتیب، نقش استعاره در اجتماع و زندگی، انکارناپذیر است. ضربالمثل بهمثابه بازتابنده اندیشههای گویشوران یک زبان، بخشی از ادبیات بومی و مردمی است که میتوان آن را جزو بهترین راههای بیان اندیشههای رایج در میان آنان دانست. نام حیوانات از پرکاربردترین واژههایی هستند که در ضربالمثلهای فارسی، در دیوان شاعران پیشین و معاصر برای نمایاندن ساحتهای مادی و معنوی استفاده شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی میکوشد به واکاوی استعارههای مفهومی صور حیوانی در ضربالمثلهای برآمده از متون ادبی، بر اساس نظریه زبانشناسی شناختی، بپردازد. دادههای این پژوهش برگرفته از فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی اثر ذوالفقاری است؛ به این ترتیب که قریب صدهزار ضربالمثل بررسی و موارد موردنظر یادداشت و تحلیل شدند. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که در کل ضربالمثلهای بررسیشده درخصوص کاربرد حیوانات، ۱۸۴ نگاشت دیده شد که در این میان، استعاره مفهومی «ضعف و ناتوانی» با ۲۶ ضربالمثل و ۱۵ نگاشت، بیشترین بسامد و پس از آن، بهترتیب استعاره مفهومی «دشمنی» ۲۱ ضربالمثل و ۸ نگاشت، استعاره مفهومی «نیرومندی» ۱۵ ضربالمثل و ۶ نگاشت و سرانجام استعاره مفهومی «نادانی و بیخردی» ۱۲ضربالمثل و ۵ نگاشت را به خود اختصاص دادهاند.
دوره ۷، شماره ۲۸ - ( ۱۰-۱۳۹۳ )
چکیده
توصیف مقاله در مقاله ای با عنوان « بررسی خلاقیت های شعری حافظ در مفهوم سازی عشق »(فصلنامه نقد ادبی، س۶، ش ۲۳، پاییز ۱۳۹۲، صص (۸۲-۵۹)) تلاش شده است تا با استفاده از نظریه استعاره مفهومی نوآوریها و خلاقیتهای حافظ در مفهومسازی عشق بررسی شود. نویسندگان مقاله بر آن هستند که:« خلاقیت استعاری در مفهوم سازی عشق با دو دسته از استعاره های مفهومی عشق پیوند دارد:الف. استعاره های قراردادی و رایجی که با کمک شاخصهای چهارگانه ترکیب، گسترش، پیچیده سازی و پرسش از یک سوی پیوستار قراردادی بودن به سوی دیگر آن حرکت میکنند و بدیعتر و تخیلیتر از گونه عامیانه خود میشوند. ب. دسته دیگری از استعارهها که در بدو امر خلاقانه و بدیع هستند »(همان: ۷۸)
دوره ۸، شماره ۱۶ - ( ۱۱-۱۴۰۰ )
چکیده
با توجه به جایگاه ویژه استعاره در افزونسازی معنا، فهم معانی ابداعشده توسط استعاره و انتقال صحیح آن به زبان دیگر، از ملاکهای مهم یک ترجمه محسوب میشود. در این پژوهش با هدف دستیابی به کیفیت انتقال استعارههای آیات حجاب، ده ترجمه فارسی آیتی، انصاریان، الهی قمشهای، صلواتی، کاویانپور، موسوی گرمارودی، فولادوند، مشکینی، مکارم شیرازی و معزی مورد بررسی قرار گرفته است. مباحث مربوط به پوشش، گرچه در شش آیه از قرآن مطرح میشود، اما فقط پنج آیه شامل استعاره است. این تحقیق در گام نخست، استعارهها را بر اساس دو نظریه سنتی و مفهومی مورد تحلیل قرار میدهد تا معانی ابداعشده از آنها بهدقت استخراج گردد؛ سپس با انطباقسنجی با الگوی نیومارک، درصدد است شیوه صحیح برگرداندن استعارها را به دست آورد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و استنباطی انجام گرفته است. تحلیل استعاره بر اساس دو نظریه نیز، زمینه برداشت کامل و صحیحتر را فراهم میکند. معانی بهدستآمده بر اساس این دو نظریه تقریباً شبیه به هم است و این نتیجه باعث میشود در صحت معانی بهدستآمده اطمینان بیشتری حاصل گردد. بررسی ترجمهها، نشان میدهد که مترجمان در برگرداندن این فن، نظاممند عمل نکرده و از نظریهای خاص تبعیت ننمودهاند. از میان ده مورد بررسیشده، ترجمههای فولادوند، کاویانپور، گرمارودی، مشکینی و معزی در انتقال استعاره دقیقتر بوده و بیشتر از شیوه تحتاللفظی بهره بردهاند.
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۰ )
چکیده
مطالعه حاضر به بررسی تطبیقی غزل از دیدگاه استعاره مفهومی (لیکاف، ۱۹۸۰) میپردازد. پیکره زبانی این پژوهش شامل ۲۴ غزل (۱۸۹ بیت) از زبانهای فارسی، ترکی آذربایجانی و انگلیسی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پربسامدترین حوزه مقصد در نظام مفهومی شعرا در غزل حوزه «عشق» است. همچنین، استعارههای مفهومی غالب در حوزه عشق، با توجه به دیدگاه لیکاف، در زبانهای فارسی، ترکی و انگلیسی بدین قرار است: الف) زبان فارسی: عشق سفر است، عشق شراب است، عشق پیوند است، عشق آتش است، عشق بیداری است، عشق معامله است. ب) زبان ترکی: عشق ظلم است، عشق ضرر است، عشق انتظار است، عشق چرخش/طواف است، عشق بهار است، عشق شراب است، عشق واعظ است. ج) زبان انگلیسی: عشق زنده است، عشق ناپایدار است، عشق تضاد است. از دیگر یافتههای مطالعه حاضر این است که در برخی از غزلها صورت زبانی شعر در بسامد وقوع استعاره مؤثر میباشد. به عبارت دیگر، فرم زبانی در غزل میتواند بر نوع و میزان استفاده شاعر از استعاره تاثیر مستقیم داشته باشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که استعاره مفهومی غالب در غزل همان هسته تشکیلدهنده و ایجادکننده شعر میباشد. استعاره مفهومی مذکور از ابتدای تشکیل غزل به عنوان نیروی محرک شاعر بوده و احتمالا شاعر را به گفتن شعر واداشته است.
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (۱۳۹۰) مدعی است، ارتباط محکمی میان تجربههای محیطی و مفهومسازیهای بشر وجود دارد که در زبان جلوه میکند. گفتمان ادبی و شعر نیز پیرو قواعد زبان است. از سوی دیگر، نقد بومگرا بررسی رابطه میان انسان و طبیعت را محور مطالعات ادبی خود قرار میدهد. التقاط این دو رویکرد معنایی و ادبی، چارچوبی برای بررسی رابطههای شناختی شاعر با محیط و انعکاس آن در اثر وی است. زبان شعر متأثر از تجربیات زیستمحیطی شاعر است. این مقاله تلاش میکند، تأثیر تجربیات محیطی سلمان هراتی ـ شاعر معاصر ایرانی ـ را روی مفهومسازیهای اجتماعی ـ مذهبی موجود در شعر وی تحلیل کند. برای این منظور، ابتدا استعارههایی که حوزه مقصد آنها، مفاهیم شهادت و امامت بود، استخراج شد. سپس، بر اساس نظریه استعاره مفهومی معاصر بررسی شد که محیط زیست این شاعر و اجزای تشکیل دهنده آن چه نقشی در مفهومسازیهای موجود دارند. به عبارتی، چگونه و کدام حوزههای مبدأ از این زیستبوم استخراج شده است. نتیجه این تحلیل نشان میدهد تجربۀ زیستی و فرهنگی سلمان تأثیر عمدهای بر شکلگیریِ گفتمان شعری او و تعامل فضای عاطفی و شناختی شعرش دارد و شاعر از سه حوزه مفهومی مبدأ نور، گیاه و آب و مفاهیم مرتبط با آنها برای مفهومسازی شهادت و امامت بهرهبرداری کرده است. استعاره «شهادت/ شهید و امامت/ امام/ ظهور طبیعت است» کلاناستعاره جاری در زیرساخت شعرهای سلمان است. ترسیم معرفت، توحید، عشق، پایداری، انتظار و دیگر مؤلفههای فرهنگ شهادت و امامت است که با کاربرد این استعارهها در شعر وی برجسته شدهاند.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
اصل علیت جایگاه ویژه و مهمی در فلسفه بویژه فلسفه سنتی دارد. پژوهش حاضر به این پرسش اساسی می پردازد که آیا توصیف روابط علّی در فلسفه اسلامی را می توان در چارچوب نظریه استعاره های مفهومی توجیه و تبیین نمود. این پژوهش بر روی بخش الهیات کتاب الشفاء صورت گرفته است. کتاب الشفاء یکی از مهمترین آثار ابن سینا است. بخش الهیات یا متافیزیک این کتاب را باید مهمترین اثر فلسفی ابن سینا دانست. جهت پاسخ به پرسش اساسی این تحقیق، استعاره های مفهومی علیت در الهیات الشفاء شناسایی و معرفی می گردند. ابن سینا از واژگان گوناگون و متعددی جهت توصیف رابطه علیت بهره برده است. با استخراج و دسته بندی واژگان مذکور، استعاره های مفهومی متعددی جهت توصیف علیت در الهیات الشفاء شناسایی می شوند. در پژوهش حاضر همچنین کوشش می شود که نقش و اهمیت هر یک از استعارهای مفهومی مذکور در کتاب الهیات الشفاء بواسطه روش آماری و استخراج فراوانی بکارگیری استعاره های فوق مشخص گردد. استخراج داده ها با شمارش واژگان مرتبط به حوزه مبدأ استعاره های مفهومی مذکور صورت می گیرد.
استعارهای مفهومی مرتبط با علیت در کتاب مذکور را می توان به دو بخش بزرگ تقسیم کرد: استعاره های مبتنی بر استعاره پایه «علت نیروی فیزیکی است» و استعاره های مبتنی بر علیت طبیعی. با استخراج فراوانی هر یک از استعاره های فوق مشخص می شود که به طرز معناداری استعاره های مبتنی بر علیت طبیعی دارای فراوانی بیشتری در الهیات الشفاء هستند.